عشق من رادوین جانعشق من رادوین جان، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

my dear son

بدون عنوان

سلام عسلي من رادوين خان و كاراي روزمره ايشون... از همون اول صبح كه پاميشي وقتي اسم صبحانه رو ميبرم اولين چيزي كه به ذهنت ميوفته بيرون رفتنه انگار از خونه مون اصلا خوشت نمياد بعد با كلي زور و زحمت و نگه داشتن لقمه تو دهنت و خواهش هاي پياپي من واسه قورت دادن لقمه و اصرارهاي تو براي رفتن به بيرون و مجبور كردن من به پوشوندن لباسات تازه رفتن ما بيرون هم كلي خاطره ست وقتي يه بچه اي رو بيرون ميبيني بايد به زور هم كه شده يه بوسي چيزي ازش بگيري يا حداقل بايد بذاره تا نازش بكني والا كارش با كرام الكاتبينه و يه دست كتك مفصل از تو ميخوره حالا رفتيم مثلا به قول خودت تاب تاب عباسي هر كي كه اونجا بخواد بعد تو تاب بخوره ديگه بايد پير بشه چون رفتنت ...
30 ارديبهشت 1396

بدون عنوان

بعد از مدت نسبتا طولاني سلام آقا رادوين گلم روزها رو مثل برق و باد ميگذرونيم خدا رو شكر ميكنم كه با بزرگتر شدنت راحت تر ميتونيم زبون هم رو بفهميم گر چه تو هر روز يه كشف تازه داري كه با اداهات و شلوغ بازيهات حسابي باباي منو در آري ولي خوب تجربه بهم ديگه كم كم ثابت كرده كه با هر روز بزرگتر شدن بچه ها بعضي از عادت هاي اونا شايد به كلي عوض ميشه طريقه نشستنت تو اين روزها هم شده اين كه البته براي من خيلي آزار دهنده هست و براي تو......  ...
12 ارديبهشت 1396
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد