عشق من رادوین جانعشق من رادوین جان، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

my dear son

ماجراهای من و رادوین

سلام زبل خان کوچولو این مدت اونقدر شیطونی و شلوغ بازی در آوردی که هر کی که من رو میبینه میگه ماشالله چقدر پسرت شلوغه خلاصه به قول معروف هر روز شلوغتر از دیروز چند روز پیش تو مراسمی که تو خونه دایی من بودی اونقدر شیطونی کردی که دیگه من وقتی تو رو میدیدم قایم میشدم ماجرای زدن بچه های از خودت بزرگتر هم که تمومی نداره و هر کی که به چشمت آلاجا بولاجا میاد یه جوری حالشو جا میاری .ماجرای زدن اون پسر 10 -12 ساله یادم اومد که حسابی حال عمو ناصرت گرفته شده بود و مامان جون اولش از خنده روده بر شده بود و آخر سر هم فشارش رفته بود بالا یا خنده های بابا جون که به تقی گیر داده بود که نخند شب عاشوراست اونوقت وقتی که ماجرای تو و عمو ناصر و اون پسر توپول...
11 آبان 1395
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد