عشق من رادوین جانعشق من رادوین جان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره
وبلاگ رادوینیوبلاگ رادوینی، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

my dear son

گذر عمر فقط عشق رو در سینه اش نگه می دارد

بازگشت مقتدرانه

با نام خداوند مهربانم  سلام به همه ی دوستای نی نی وبلاگی  انشاله که حال دل همه خوب باشه روزهای زندگی میان و‌میرن هر روز گاهی وقتها متفاوت از روز دیگه س و گاها لحظه هامون اونقدر پر از تکراره که همه چی کسل کننده بنظر میرسن ولی به خاطر تمام نفس هایی که خودمون و عزیزانمون با سلامتی میکشیم هزاران بار خدا رو شکر  سال پنجم ابتدایی هم خیلی زود سپری شد و خاطره های خیلی خوبی رو برامون رقم زد خدا رو شکر تابستون هم مشغول کلاس زبان و والیبال بودیم خیلی وقتها هم با سودا و پرهام و مهدیه و مریم و محمد رضا یا با ناهید و امیر محمد بیرون رفتیم و پارک خیلی خوش گذشت اومدیم و اومدیم رسیدیم به کلاس ششم سرنوشت ساز  آره ...
21 دی 1404

گذر عمر به سرعت برق و باد

به نام خالق هستی خدای مهربانم از تو به خاطر تمام داده ها و نداده هایت شکر  سلام قلب مامان سلام نفسم سلام زندگیم  عشقم چنان گرفتار گذر عمر و روزمرگی شدیم که انگار ثانیه ای هم برامون ارزشمنده  تک تک لحظه هام با تو شبیه خواب و رویاست  انگار دیروز بود که مدرسه ها باز شدن  و چه سالی شد امسال سال جدید سال ۱۴۰۴ رو با دعاهای زیبا شروع کردیم برای همه ی کسایی که تو قلبم بودن و نبودن دعا کردم حس خوب زندگی و هیجان تازه شدن همیشه لذت بخشه خیلی وقت میشه که به وبلاگت سر نزده بودم تجربه های جدیدی تو زندگیم اتفاق افتاد که از من مهسای متفاوتی از همیشه به خودم نشون داد نمیدونم مهسای الان خوبه یا قبل ولی ب...
18 ارديبهشت 1404

خلاصه ۶ ماه

به نام خداوند مهربان سلام سلام فکر میکنم بیشتر از سه ماه میشه به وبلاگ سر نزدم خیلی تنبل شدم خداییش تو این مدت هم اتفاقات زیادی افتادن که نوشتن تک تکشون مقدور نیست  اولیش اینکه کلاس چهارم رو تموم کردی امسال آقای شیری معلمتون بود و زیاد بهتون سخت نگرفتن و ما اصلا نفهمیدیم کی شروع شد و کی تموم  یه روز هم آخرای مدرسه تو حیاطش تفریح کردین بعدش هم که والیبال میری و زبان و روزهای جمعه هم میریم باغ و کلی خوش میگذره یه روز هم رفتیم ارومیه خیلی خوش گذشت کلی عکس دارم که خیلی وقت میگیره آپلودشون  تابستون رو تموم کردیم سال پنجم دبستان رو شروع کردی کلی لوازم التحریر نو یونیفورم نو و سال تحصیلی جدید ا...
9 آبان 1403

مناسبت های بعد عید

به نام خدای مهربون بعد تعطیلات عید و رفتن به مدرسه عید فطر رو هم پشت سر گذاشتیم و دوباره مدرسه ها باز شدن و برنامه ها طبق روال قبلی برقرار شد تنها مناسبت بعد عید تموم شدن خدمت سربازی پویا بود که عمه جون دعوتمون کردن و رفتیم اون شب خیلی خوش گذشت  انشالله آقا پویا هم همیشه سلامت و موفق باشه مناسبت بعدی رو معلم بود که چهارشنبه تو کلاستون جشن گرفتین  اون روز با هم لازانیا و یه نون خوشمزه درست کردیم چند روز قبلش دو تا از دندونای شیریت افتادن گفتم دهنت رو باز کن عکستو بندازم اینطور باز کردی الانم که دارم این پست رو مینویسم حسابی هوا بارونیه خدای...
15 ارديبهشت 1403

تعطیلات عید

سلام سلام ماشالله تعطیلات عید چنان زود گذشت که من هنوز باورم نمیشه ۱۳ بدر هم اومده و رفته هنوز منتظر ۱۳ بدرم😂 امسال عید و ماه رمضان با هم یکی شدن از چند چ جهت خوب بود و از لحاظی هم بد بود خلاصه گذشت انشالله که سال خیلی خوبی برای همه ی مردم عزیزمون باشه و نماز و روزه های همه مورد قبول درگاه احدیت واقع بشه و تو این روز و شب های عزیز همه به حاجات دلشون برسن انشالله... تفریحات عیدمون فقط مهمونی رفتن بود اینها هم چند تا عکس بودن که عید گرفتیم از سفره ی افطاری مون هم تو عکس انداخته بودی درسته عجله داشتی و قبل کشیدن غذاها عکس گرفتی ولی چون تو گرفتی و تو سفره پهن کردن کمکم کردی گفتم بزار...
17 فروردين 1403

عید ۱۴۰۳

به نام خداوند بهار خدای من چقدر روزها سریع میان و میرن ببین چند وقته من میخوام بیام پست بزارم نمیشه وقت نمیکنم  سلام به همه ی دوستان عزیز نی نی وبلاگی دلم واسه خوندن پستهاتون تنگ شده بود بالاخره امروز تونستم بیام به چند نفرتون سر بزنم😅 خدا رو به خاطر همه ی نعمت هاش شکر سالی که گذشت هم خدا رو شکر سال خیلی خوبی بود قربون خدا برم که همیشه لطف و محبتش شامل حالم بوده خدایا عاشقتم  عشق هر کسی اول مامانشه و بعد به نظر من بچه ش چون مادر اونو به دنیا میاره و اون خودش کودکی از جنس خودش به دنیا میاره قشنگترین حس دنیا هم بی شک همین میتونه باشه رادوین عزیز تر از جانم قربونت بشم فرشته ی من خدا رو بابت نعمت وجودت هزاران بار ش...
11 فروردين 1403

چند تا عکس از شب یلدا

به نام مهربانترین مهربانان خدای مهربونم به خاطر لحظه هایی که در کنار عزیزانم هستم هزاران بار شکر  شب یلدا خونه ی مامان جون هی ازم میپرسیدی کی شب یلدا شروع میشه منم میگفتم از عصر ساعت ۶  فرداش که رفتی مدرسه گفته بودن یه انشا از شب یلدا بنویسین تو هم نوشته بودی شب یلدا از ساعت ۶ عصر شروع میشه😆 ...
12 دی 1402

پایان پاییز هزار زنگ

به نام خالق هستی سلامی به گرمی دوستی و مهربانی ۳ ماه از شروع مدرسه ها گذشت مثل چشم بر هم زدنی روزها و شب ها میان و میرن تو این ۳ ماه پاییز رادوین جانم بزرگتر و آقاتر شده عشق من یه بار زمین خورد و کتفش آسیب دید و کلی اذیت شد ولی خدا رو شکر الان بهتره دو هفته هم درگیر سرفه و آلرژی بودیم و هنوزم که هنوزه کامل کامل خوب نشدیم ولی خدا رو شکر که چندان جدی نبود  دیشب برف باریده بود وقتی از مدرسه بر میگشتیم حسابی برف بازی کردی دستهات با وجود اینکه دستکش داشتی یخ زده بود همش وقتی آخر شب ها خواب کلافه ت می کنه بهونه میاری چند روز پیش وقتی از خونه ی مامان جون اینا بر میگشتیم گریه میکردی و هی میگفتی مامان نگرانتم که واست اتفاقی بیو...
28 آذر 1402

روز اول مهر

به نام مهربان هستی چقدر خوبه که شور و شوق رفتن به مدرسه و دیدن همکلاسیهات میتونا رادوینی که عاشق خوابه رو بلند کنه با وجود این که نمیتونه چشم ها شو کامل باز کنه بره دست و صورتش رو بشوره و واسه مدرسه حاضر بشه دیشب به مناسبت فارغ التحصیلی سارینا جان دختر عمه ت شام دعوت بودیم چهارشنبه جلسه دفاعیه سارینا بود و ما نتونستیم بریم با آرزوی موفقیت در تمامی مراحل زندگی برای سارینای عزیز ...
1 مهر 1402
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد