عشق من رادوین جانعشق من رادوین جان، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

my dear son

كلاس نقاشي

سلام رادوين پسر چند جلسه اي ميشه كه دارم ميبرمت كلاس نقاشي راستش اولش ميخواستم كلاس رباتيك ثبت نامت كنم ولي بعدا پيش خودم فكر كردم شايد براي اولين بار يه تستي بكنم ببينم اصلا تو ميتوني تو كلاس بشيني يا اونجا هم مثل خونه يه جا بند نميشي ولي خوشبختانه از همون روز اول در اين مورد خيلي خوب بودي به جز در مورد نقاشي كردن كه كار خودت رو ميكني و به رنگ آميزي توجهي نشون نميدي و بايد من بالاي سرت باشم و بهت بگم كه اين كار رو بكن اين كار رو نكن در غير اين صورت دل به كار نميدي  خلاصه اينكه تصميم گرفتم كه رباتيك رو بعد از 5 سالگي ثبت نام كنيم تا تو يه كم شايد از اين جو توجه به بچه هاي ديگه و عدم تمركز روي كار خودت در بياي  اميدوارم كه ز...
7 شهريور 1397

تولدت مبارك رادوين جانم

                                                                                                                                                                                   ...
7 شهريور 1397

بدون عنوان

سلام  بعد از مدتها من وقت پيدا كردم كه بيام وبلاگ پسر كوچولوم و سري بهش بزنم و اتفاقاتي كه تو اين مدت براي من افتاد و حتي دوست نداشتم كه رادوينم برنجه و معذب بشه و شايد نا آگاهانه و از روي احساس رنجوندمش وقتي ناراحتي من رو ميديد ولي خيلي وقتها هم با وجود اين كه من پيشش نبودم بهش خوش گذشت و اين عكسايي كه با سلدا گرفتي وقتي سلدا داشته ميرفته تولد دوستش و تو با خاله جون تنها مونده بودي خلاصه خدا رو شكر كه سالميم و همه ي دغدغه هامون حل شدن  ...
27 مرداد 1397

بدون عنوان

پسرم ، عزیزترینم با تو بودن احساس قشنگی در من بوجود می‌آورد که به هیچ عنوان قادر به توصیفش نیستم. شنیدن صدای دلنشینت گرمایی را در وجودم بیدار می‌کند که هرچه درد و غم هست را از من دور می‌‌کند. دیدن چشمان زیبا، شیطون و مهربانت در من شور زندگی بوجود می‌آورد. دستان کوچک و کودکانه‌ات وقتی که به دور گردنم حلقه می‌زنند مرا با خود به دنیایی می برند که هیچ چیز را با آن معاوضه نخواهم کرد. حرف زدن و درددل کردن با تو آرامشی دارد که همه‌ی چیزهای دیگر را از یادم می‌برد. عزیزترینم، از صمیم قلبم دوستت دارم و بهترینها را برایت آرزومندم. **** پسر یعنی یه اتاق پر از توپ و تفنگ و ماش...
26 تير 1397

رادوين و بازيهاي دخترانه

و اينجا هم عروسك رو يه جاي مطمئن قايم كردي و ميگي كه عكسش رو بندازم بيچاره عروسك خودش تو عكس نيست با وجود اينكه سوژه اون بوده و اينجا هم از روي كنجكاوي ميگفتي مامان جون غذا گذاشته واسه عروسك بذار ببينم غذايي كه ميگفت از صبح رو گازه چيه؟   و در آخر عروسك رو تو كشوي آشپزخونه قايم ميكني غافل از اينكه سلدا اگه بياد و عروسكش رو پيدا نكنه خودت رو عروسك ميكنه بازي قايم باشك با عروسك سلدا و عكسي كه با گلهاي محبوب مامان جون گرفتي و اين هم كمد هايي كه به زور ميخواي بري لاي لحاف تشك هاي توش و اونها رو بهم بزني كه واقعا اين كارت برام آزار دهنده ست چون تو خونه ي خودمون هم دست بر دار نيستي از اين ...
15 تير 1397

سلفي

رادوين عاشق چمنه و هر جا كه چمن ديد بايد حتما بشينه روش و اونا رو لمس كنه و اصرار ميكنه كه شما هم بايد بشينيد ديروز كه نيما پسر عمه ش اومده بود خونمون هي ميگفت نيما منو ميندازي بالا آخه از وقتي كوچيك بود نيما كه بغلش ميكرد مينداختتش هوا رادوين هم الانم كه بزرگ شده و ماشالله سنگينتر باز دلش ميخواد نيما پرتش كنه هوا نيما بيچاره فكر كنم ديسك كمر گرفت ديروز خدا به دادش بگذره اينم سلفي گرفتن رادوين هوا هم كه گرم شده انواع آلرژي ها سراغ همه منجمله تو هم اومده و وقتي ميخوابي نصف شب بينيت ميگيره و نميتوني نفس بكشي و چقدر سخته كه خواب آلود ببرم و صورتت رو بشورم خلاصه ديگه به مشكل بر ميخوريم و همش تو خونه احساس دلتنگي داري و من هم ...
13 تير 1397

عاقبت موتور سواري

                                                 سلام خدمت همه دوئستان و همراهان ني ني وبلاگي هوا بس ناجوانمردانه گرمه و آدم وقتي ميره بيرون يه چند قدمي كه بر ميداره حس ذوب شدن بهش دست ميده رادوين بالام ديروز با شوق تمام با باباش بيرون رفت و من هم خواستم خونه بمونم و شام حاضر كنم رادوين موتور بابا جون كه تو پاركينگ ماست و بابا جون از بس كه دوسش داره از زمستون گذاشته تو پاركينگ ما تا خدايي نكرد...
10 تير 1397

درس هاي مهم زندگي

                        ۱_چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادهایش” نیست ، “انتخابهایش” است … ٢_ برای زیبا زندگی نکردن ، کوتاهی عمر را بهانه نکن ؛ عمر کوتاه نیست ، ما کوتاهی می کنیم ۳_. هنگامی که کسی آگاهانه تورا نمی فهمد خودت را برای توجیه او خسته نکن .  ۴_ برآنچه گذشت آنچه شکست آنچه نشد آنچه ریخت حسرت نخور زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد . ۵_ . تحمل کردن آدمهایی که ادعای منطقی بودن دارند سخت تر از تحمل آدمهای بی منطق است ۶_ .موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشممان را از روی هدف بر‌ می‌داریم به نظرمان ...
5 تير 1397

بازيگوشي

                                                                                                              &nb...
2 تير 1397
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به my dear son می باشد